أبو علي سينا

4

منطق ( فارسى )

كرده آيد ، - كه « 1 » آغاز از « 2 » علم برين كرده شود ، و بتدريج بعلمهاء زيرين شده آيد ، بخلاف « 3 » آن كه - رسم - و عادت است « 4 » . پس اگر جاى چاره نبود « 5 » از حوالت ، بعلمى از علمهاى زيرين كرده آيد « 6 » . پس من خادم ، هر چند كه خويشتن را پايگاه « 7 » اين علم ندانستم ، و اين علم را افزون از قدر « 8 » خويش ديدم ، گمان بردم كه چون طاعت و « 9 » فرمان ولى نعمت « 10 » خويش برم ، بر خجستگى « 11 » طاعت توفيق بار آورد « 12 » ؛ و توكّل كردم بر آفريدگار خويش ، و بفرمان‌بردارى « 13 » مشغول شدم « 14 » .

--> ( 1 ) - بى : كه - د ، - آيد از - م - ك . ( 2 ) - بى : از - كب . ( 3 ) - كرده آيد بخلاف - آ ، - بى : « كه آغاز » تا « شده آيد » - ط ، - پرداخته شود علم منطق ابتدا از علم زبرين واقع گردد و بتدريج بعلمهاء زيرين فرود آيد خلاف - ن . ( 4 ) - رسمست و عادت آنست - د . ( 5 ) - نباشد - آ - ه - ط . ( 6 ) - حواله كرده آيد - د - خ ه - خ ل ، - حواله كرده شود - ن . ( 7 ) - در پايگاه - آ - ه - ط . ( 8 ) - فزون از قدر - آ ، - افزون از حدّ - ه . ( 9 ) - بى : طاعت و - كب . ( 10 ) - ولى النعم - ق - ك - م - كب - ل - ه . ( 11 ) - خويش را طاعت الخ - كب ، - خويش برم بخجستگى - د . ( 12 ) - باز آورد - آ ، - يار آورم - د . ( 13 ) - بفرماندارى - ه . ( 14 ) - پس اين خادم هر چند خويش را بمرتبهء كار ندانست و اين كار افزون از علم خويش ديد گمان برد كه چون طاعت و فرمان ولى نعمت خويش خجستگى و توفيق بار مىآورد توكل كرد بر آفريدگار و به كار خويش مشغول گشت - ن .